خاطرات 3 ماهگی درا جان
درا جان روز به روز که می گذره بانمکتر می شی مامانی.فقط اگه این کولیک شکمت بگذاره بیشتر می خندی ولی امان از دست این کولیک!.مامان جونم یاد گرفتی دستات رو می خوری وبا انگشتهای پات بازی می کنی برای خودت صدا در می اری. درا جان یک خورده بهت حسودیم می شه چون که احساس می کنم بابایی تو رو بیشتر از من دوست داره هر چند که خودش می گه نه اینطور نیست .به شوخی که ازش می پرسم می گه نه جفت تون رو یک اندازه دوست دارم.اما من به شوخی بهش میگم که باید من رو بیشتر دوست داشته باشی البته به شوخی عزیز دلم.عاشقتم مامانی اینم از عکسهای جدیدت: تولد مامان دختر خوشگل مامان اینجام داری با پاهات بازی می کنی اینجا داری انگشتت رو می خوری قر...
نویسنده :
دنیا
13:13









